وقتی اداره هواشناسی هشدار وقوع سیل میدهد، عقل سلیم حکم میکند که مسیر رودخانه را ترک کنیم، کیسههای شن را آماده کنیم و به پناهگاه برویم. کسی نمینشیند تا سیل وارد خانهاش شود و بعد بپرسد: “حالا چه کنیم؟”
اخبار سیاسی این روزها و دیدارهای استراتژیک سران کشورها در سطح جهانی، دقیقاً حکم همان هشدار هواشناسی را برای اقتصاد ما دارد. فرقی نمیکند این ابرها ببارند یا نه؛ مهم این است که آیا ما سقفمان را تعمیر کردهایم؟ آیا برای روزهای سخت آمادهایم؟
تجربه تلخ جنگهای گذشته از قبیل جنگ 12 روزه، تحریمهای اقتصادی و همچنین دوران کرونا، به ما آموخت که در روز بحران، صنعت قارچ به دلیل ماهیت فسادپذیر این محصول و همچنین طبقهبندی آن به عنوان محصول غیرضروری برای جامعه، در خط مقدم آسیبپذیری قرار دارد.
این آسیبپذیری را با توقف تولید بسیاری از واحدها در جنگ 12 روزه نیز مشاهده نمودیم. همانطور که مستحضرید در این ایام قارچ با یک سوم قیمت تولید، در بازار عرضه میشد و خواهان زیادی نداشت. افت شدید قیمت، کمبود نقدینگی، فسادپذیری محصول و اثرات مخرب کاهش تقاضا را میتوان از دلایل اصلی ضرر تولیدکنندگان در این ایام برشمرد.
ولی همان وقفه چند روزه کافی بود تا بازار قارچ برای چند ماه شرایط عادی نداشته باشد. گپ ایجاد شده تولید در آن ایام، باعث شد قیمت قارچ حالت صعودی گرفته تا جایی که پای ارگانهای دولتی و نهادهای کنترلی به ماجرا باز شود. البته که شرایط فصل تابستان و گرمای زیاد هم بر روند صعودی قیمت بیتاثیر نبود.
غافلگیری در مواجهه با شرایط جنگی، آسیب زیادی به تولیدکنندگان قارچ وارد کرد و صنعت قارچ ایران به دلیل فقدان یک نقشه راه استراتژیک، نتوانست به راه خود ادامه دهد. فقدان هماهنگی موثر با واحدهای صنایع تبدیلی، باعث شد که حجم عظیم تولید به دلیل کاهش تقاضا، بدون امکان فرآوری به هدر رود.
در کنار این، مدیریت توزیع محصول نیز کاملا رها شد و تولیدکنندگان عملاً در بنبست فروش و پخش گرفتار آمدند. در حالیکه مصرفکننده در نواحی مختلف با قیمتهای ناعادلانه روبهرو بود.
اما شاید مهمترین ضربه، ناشی از اختلال در زنجیره تامین کمپوست بود که ستون فقرات تولید محسوب میگردد. در آن ایام بسیاری از واحدهای تولید کمپوست، توانایی فروش محصول خود را نداشتند. بنابراین با عدم توزیع کمپوست، بسیاری از مزارع عملاً از چرخه تولید خارج شدند.
مذاکره انجمن صنفی با تولیدکنندگان کمپوست، برای تهاتر کمپوست با قارچ تولیدی، میتوانست یکی از اقدامات نجاتبخش در آن ایام باشد که متاسفانه صورت نپذیرفت. تولیدکنندگان کمپوست میتوانستند با در اختیار قرار دادن کمپوست به مزارع قارچ، محصولات آنها را دریافت و روانه صنایع تبدیلی کنند تا اینگونه مطالبات خود را وصول نمایند.
اینجا بود که جای خالی یک نهاد حمایتی، بیش از پیش در صنعت قارچ حس شد!
اما حالا با دیدار چند روز پیش نتانیاهو با ترامپ و سخنان آنها، سایه جنگ دوباره بر سر کشور حس میشود و حکم همان ابرهای بارانزا را دارد. پس با توجه به شرایط حالحاضر، باید تدابیری برای صنعت قارچ در وضعیت جنگی احتمالی اتخاذ گردد.
بنابراین امروز در دانشنامه هاگ، روی سخنمان با دو گروه است:
- تولیدکنندگانی که در خط مقدم مبارزه هستند و باید خود را برای نبرد آماده کنند.
- تشکلهای صنفی که باید این وضعیت را مدیریت و فرماندهی کنند
در شرایط خاص و بحرانی مانند رکود، تورم بالا، بیثباتی ارزی، جنگ و سایر موارد مشابه، نقش تولیدکنندگان و تشکلهای صنفی باید از حالت منفعل به کنشگر فعال تغییر کند، تا در کنار هم بتوانند از بحرانها به سلامت عبور کنند.
راهبرد تولیدکنندگان قارچ برای مدیریت بحران
با توجه به فسادپذیری بالای محصول، وابستگی شدید به نهادهها و مواد اولیه و همچنین قرار نگرفتن قارچ در میان اقلام ضروری خانوارها، شرایط بد اقتصادی میتواند بهسرعت منجر به خروج تولیدکنندگان از بازار شود. بنابراین تولیدکنندگان باید راهبردهای کاملاً عملیاتی، کمهزینه و جمعمحور برای مقابله با چنین شرایطی در نظر داشته باشند. این راهکارها باید همزمان بر “بقای کوتاهمدت” و “دوام میانمدت” تمرکز داشته باشند.
تولیدکنندگان در شرایط خاص اقتصادی و حتی جنگی باید توانایی مدیریت بحران و بقا را به تنهایی داشته باشند و از قبل برای همچین شرایطی آمادگی لازم داشته باشند. شما به عنوان مدیر یک واحد تولیدی، نباید منتظر بمانید تا کسی به دادتان برسد؛ بلکه باید از قبل خودتان را برای رویارویی با مشکلات آماده کرده و برنامهای مدون برای آن داشته باشید.
یک مدیر هوشمند همیشه این موارد را در نظر میگیرد.
- بیمه: داشتن بیمه یک هزینه اضافی و هدر دادن سرمایه نیست؛ بلکه ساخت یک سنگر برای روز نبرد است.
- پلن B: اگر فردا به هر دلیلی بازار تعطیل شد، آیا محصولتان را دور میریزید؟ پس همین حالا مذاکرات با صنایع تبدیلی (کنسرو و فرآوری) را انجام دهید و نگذارید دسترنجتان تبدیل به زباله شود.
- انعطاف در قراردادها: در قرارداد خرید کمپوست و مواد اولیه، بندهای محافظتی را برای وقوع شرایط غیرمحتمل در نظر بگیرید. تعهدات مالی باید با وضعیت بازار همخوانی داشته باشد.
- مدیریت نقدینگی: بخشی از سرمایه خود را بهصورت دارایی امن و قابلیت تبدیل سریع به نقدینگی، برای روز مبادا نگه دارید. زیرا در شرایط بد اقتصادی، یک چک برگشتی میتواند تیر خلاص برای یک مجموعه باشد.
مدیریت در شرایط بحرانی
در زمان وقوع بحرانهای مانند جنگ، وقوع اعتراضات، اعتصاب و مواردی اینچنینی که موجب برهم خوردن نظم یا حتی توقف فعالیتهای جامعه میشود باید با رعایت موارد و نکاتی، بتوانید با کمترین آسیب از شرایط بحرانی عبور کرده و به فعالیت خود ادامه دهید.
برخی از مواردی که باید در چنین شرایطی در نظر بگیرید، به شرح زیر است.
مدیریت مالی و نقدینگی
در شرایط بحرانی، بقا مهمتر از سود است. بنابراین باید شرایط را به درستی درک کنید و برخی پیامدها و حتی ضررهای احتمالی آن را بپذیرید. در چنین شرایطی باید کنترل سختگیرانهای روی هزینهها داشته باشید.
بطور مثال در شرایط بحرانی، تمرکز خود را بر روی تولید پایدار با کیفیت متوسط، بجای تولید حداکثری بگذارید. در اینصورت با تغییر شرایط محیطی سالنها، میتوانید در بخش انرژی، کمی صرفهجویی کنید.
همچنین حذف و تعلیق فعالیتهای جانبی و توسعهای باید در دستور کار قرار گیرد.
فروش منطقهای محصولات برای کاهش ریسک و هزینه حملونقل نیز یکی دیگر از تدابیر مدیریت بحران در شرایط جنگی است.
نکته طلایی: هماهنگی با عاملین فروش در شهرهایی که مردم به آنها پناه بردهاند. زیرا این مناطق به دلیل وجود پایگاههای جمعیتی موقت و زیرساختهای پذیرایی قوی (هتلها و رستورانها)، دارای یک جریان تقاضای پایدار هستند. با تأمین نیاز این شهرها، میتوان ضایعات محصول را به حداقل رساند.
مدیریت کشت و نیروی انسانی
در شرایط جنگی یا بحرانی، کاهش سطح زیر کشت بهتر از توقف کامل است. زیرا تعطیلی سالنهای کشت، ریسک از دست رفتن نیروی انسانی و بازار را به همراه دارد.
بنابراین برای مدیریت نیروی انسانی و حفظ نیروی کار ماهر باید پرداختهای حداقلی اما منظم را در دستور کار خود قرار دهید.
همچنین در نظر گرفتن محل اسکان، پناهگاه یا سرویس ایابوذهاب (در صورت بروز بحران حملونقل) و خرید کالاهای اساسی بصورت اعتباری و پخش آن بین کارگران، برای جبران مشکل کمبود نقدینگی را میتوان بهعنوان راهکارهای کوتاه مدت در این ایام قلمداد نمود.
مدیریت منابع و امکانات
باید واحد تولیدی خود را نیز برای شرایط جنگی و بحرانی تجهیز کنید. مهمترین اقدام تعبیه موتور برق و فراهم نمودن ذخیره سوخت پشتیبان برای حداقل 3 تا 5 روز، جهت پایدارسازی وضعیت برق است.
همچنین ذخیره حداقلی (نه احتکار) برخی ملزومات کشت که قابلیت نگهداری داشته باشند (مانند خاک پوششی، سموم و سایر موارد) نیز میتواند از توقف کشت، جلوگیری نماید.

نقش کلیدی تشکلهای صنفی
در شرایط بحران، تشکلها نباید صرفاً نقش صادرکننده بیانیه و اطلاعیه را داشته باشند؛ بلکه باید مانند یک فرمانده جنگی، با اتخاذ تدابیر درست و بهموقع، نبرد را مدیریت کنند. در این شرایط تشکلها باید به ستاد بحران تبدیل شوند و با تنظیم بازار، فرآیند تولید و پخش، مطالبهگری، انجام مذاکرات و پشتیبانی از تولیدکنندگان، از صنف خود حمایت کنند.
باتوجه به نکات فوق این سوال از تشکلها پیش میآید که: آیا اتاق بحران دارید؟
زیرا بسیاری از تشکلهای صنفی، در روزهای آفتابی برای برگزاری همایش، جلسه، نمایشگاه و موارد اینچنینی عالی هستند؛ اما عیار واقعی آنها در روزهای طوفانی مشخص میشود.
اینجا چند سوال مهم، صریح و شفاف از متولیان صنف مطرح میگردد:
- آیا سناریوی مشخصی برای شرایط جنگی و بحرانی دارید؟
- اگر فردا مرزها بسته شد یا شبکه حملونقل مختل شد، آیا پروتکل مشخصی برای مدیریت توزیع مواد اولیه یا فروش متمرکز محصول تدوین شده است؟
- تیم نخبگان کجاست؟ آیا کارگروهی متشکل از نخبگان صنعت، اقتصاددانان و مدیران با تجربه، برای رصد لحظهبهلحظه شرایط و ارائه راهکارهای فوری تشکیل شده است؟
- آیا لابی قدرتمندی دارید؟ آیا رایزنی با نهادهای حاکمیتی برای قرار دادن صنعت قارچ در اولویتهای حمایتی (سوخت، انرژی، امنیت) در شرایط اضطراری انجام شده است؟
هماهنگی با نهادهای حاکمیتی
تشکلها، اتحادیهها و انجمنهای صنفی در شرایط بحرانی میتوانند از طریق چانهزنی و مطالبهگری با دولت و نهادهای مختلف، از اعضای صنف خود حمایت کنند.
- تعامل هدفمند با نهادهای حکومتی برای کاهش، تعلیق یا بخشودگی مواردی نظیر: حق بیمه، اقساط بانکی و جرایم دیرکرد یا عدم پرداخت در شرایط بحرانی
- تخصیص یارانه یا سوبسید در بخش انرژی، طی ایام بحران برای کاهش هزینه اعضا
- اخذ تسهیلات سریع و کمبهره برای بقای واحدها در مواقع بحرانی
- دسترسی به ارز، مواد اولیه یا وسایل حملونقل
- تامین سوخت(بنزین و گازوئیل) برای زنجیره توزیع
- ایجاد صندوقهای حمایتی
- مذاکره و ایجاد قرارداد تضمینی بین تولیدکنندگان و صنایع تبدیلی، برای جلوگیری از دورریز محصولات و ضرر به تولیدکنندگان در شرایط خاص بحرانی
- ارائه راهحل جایگزین بجای صرفاً اعتراض به نهادها
نقش مدیریتی انجمن صنفی
- مدیریت و نظارت بر توزیع نهادههایی مانند کمپوست قارچ بین واحدها، برای جلوگیری از تعطیلی برخی تولیدکنندگان
- تعیین سقف و کف قیمت فروش، برای جلوگیری از گرانفروشی یا سقوط قیمت
- هدایت محصول به صنایع تبدیلی
- برنامههای صادراتی برای تعادل قیمت بازار
- کاهش هزینههای اعضا از طریق اقدام جمعی مانند خرید تجمیعی مواد اولیه
- اجتناب از تقابل درونصنفی (مثلاً تولیدکننده در برابر توزیعکننده)
جمعبندی:
با توجه به اینکه محصول قارچ منبع پروتئین ارزانقیمت و با دوره تولید کوتاه (کمتر از 2 ماه) است، بنابراین در شرایط جنگی برای تامین امنیت غذایی جامعه، اهمیت فراوانی دارد. بنابراین تولیدکنندگان و همچنین انجمن صنفی باید با تمامی توان و امکانت خود از تعطیلی این صنف جلوگیری نمایند.
ولی باید یادمان باشد که:
- تولیدکننده تنها، آسیبپذیر است.
- تشکل ضعیف، بیاثر است.
- اقدام جمعی هوشمندانه، تنها مسیر بقا و تأثیرگذاری است.
ما در هاگ معتقدیم با تکیه بر تجربه گذشته و همبستگی صنفی، میتوانیم حتی از سختترین گردنهها عبور کنیم. با عنایت به موارد مذکور، تاریخ قضاوت خواهد کرد که ما تماشاگران غافلگیر شده بودیم یا مدیرانی آیندهنگر.
با نظرات و پیشنهادات سازنده خود در رشد و تعالی صنعت قارچ کشور سهیم باشید.
به امید فردایی بهتر
نویسنده: مجید نادری
نقد و بررسی چالشها، واکاوی مسائل یا مشکلات و راهحل پیشنهادی برای بهبود شرایط را در بخش حرف ما در صنعت قارچ بخوانید.
2 پاسخ
بسیار عالی. یکی از نکاتی که میتونست در مقاله شما پررنگ تر جلوه کنه نقش سوخت برای لجستیک و حمل ونقل محصول در زنجیره تولید هست. همه ما شاهدیم که برای پرکردن باک بنزین باید در صف های طولانی قرار میگرفتیم تا نهایتا ۲۰ لیتر بنزین دریافت کنیم. اگر تشکل ها می توانستند این معضل را در آن روزها برای بازاریان و توزیع کنندگان قارچ خوراکی فراهم کنند قطع یقین مزارع قارچ و تولیدکنندگان کمپوست آسیب کمتری متحمل میشدند.
سلام و عرض ادب
بله دقیقا درست میفرمایید. در آن ایام شبکه توزیع و حمل و نقل به دلیل نبود سوخت، کاملا فلج شده بود.